اقتصاد نو:
تغییر رویکرد ایران در مدیریت گازهای همراه
به گزارش اقتصاد نو، زبانههای آتش مشعلهای میادین نفتی در جنوب کشور، نمادی از عدم بهرهوری انرژی در ایران به شمار میروند. سوزاندن گازهای همراه در فرایند استخراج نفت خام، در گذشته به عنوان یک «مزاحم فنی» تلقی میشد که باید به سرعت از بین میرفت. اما در سال ۱۴۰۵، رویکرد کشور به این مسأله به یک «اصلاح ساختاری در حکمرانی انرژی» تغییر یافته است. این تغییر به معنای آن است که وزارت نفت دیگر جمعآوری گاز را یک وظیفه جانبی نمیداند و آن را به عنوان ستون فقرات «مدیریت یکپارچه زنجیره ارزش» تعریف کرده است.
اصلاح ساختاری به معنای تغییر در مدلهای سرمایهگذاری و پیوند منافع صنایع پاییندستی به بالادستی است. پیش از این، دولتها به تنهایی مسئول جمعآوری گازها بودند و به دلیل محدودیت منابع مالی، پروژهها به تعویق میافتادند. اما در الگوی جدید حکمرانی، هلدینگهای بزرگ پتروشیمی به عنوان سرمایهگذار وارد عمل شدهاند. آنها با درک این موضوع که پایداری تولیدشان به تأمین خوراک وابسته است، میلیونها دلار در پروژههای NGL (گاز مایع طبیعی) سرمایهگذاری کردهاند. این پیوند ارگانیک بین نفت و پتروشیمی، اصلاح ساختاری است که موجب جمعآوری ۱۶ میلیون مترمکعب گاز در روز در بهمن ۱۴۰۴ شده و هدفگذاری برای خاموشی ۵۲ مشعل در شرق کارون را به واقعیتی ملموس تبدیل کرده است.
دولت به جای نقش «پیمانکاری»، به «رگولاتوری» و تسهیلگری پرداخته است تا این ثروت در حال سوختن، به چرخه تولید بازگردد. در اندیشه رهبر شهید انقلاب اسلامی، صنعت نفت ایران باید از یک «منبع درآمد ارزی» به «موتور محرک توسعه صنعتی» تبدیل شود. ایشان در دیدارهای استراتژیک با مدیران ارشد انرژی، همواره بر سه خواسته کلیدی تأکید داشتهاند: «افزایش ظرفیت تولید با صیانت از مخازن»، «جلوگیری از خامفروشی» و «حذف کامل مشعلسوزی». تأکید ایشان بر حذف فلرینگ، نه تنها یک توصیه زیستمحیطی، بلکه یک دستورالعمل برای حفظ حقوق بیننسلی و ارتقای بهرهوری ملی است.
گازهای سوزانده شده در مشعلها میتوانند ناترازی زمستانه خانگی را رفع کرده و چرخ صنایع فولاد و سیمان را در اوج مصرف بچرخانند. تحقق این مطالبات در برنامه هفتم پیشرفت نیز به وضوح مشخص شده است. طبق مواد این قانون، دولت موظف است تا پایان برنامه، سالانه بیش از ۴۴ میلیون مترمکعب گاز همراه را جمعآوری کند. این تکلیف قانونی اکنون به یک معیار ارزیابی برای مدیران نفتی تبدیل شده است.
با ورود شرکتهای دانشبنیان به این حوزه و استفاده از تکنولوژیهای نوین برای جمعآوری گاز در مشعلهای کوچک، راه برای خاموشی کامل فلرها هموار شده است. این حرکت نشاندهنده عبور از مدیریت سنتی به مدیریت دانشمحور در صنعت نفت است.
ایران با بحران «ناترازی گاز» مواجه است و سوزاندن روزانه ۵۰ تا ۵۵ میلیون مترمکعب گاز در مشعلها، نه تنها خسارت اقتصادی، بلکه یک چالش امنیتی به شمار میآید. جمعآوری گازهای همراه، سریعترین راه برای «تولید مجازی گاز» بدون نیاز به حفاری چاههای جدید است. ارزش حرارتی و خوراکی گازهای سوزانده شده در ایران سالانه ۵ تا ۷ میلیارد دلار برآورد میشود.
با تکمیل پروژههایی نظیر NGL 3100 در دهلران، این ثروت از سوختن نجات یافته و محصولات جانبی آن به خوراک استراتژیک برای واحدهای پتروشیمی تبدیل میشود. این به معنای «اقتصاد مقاومتی» در عمل است، جایی که تهدید زیستمحیطی مشعلها به فرصت صادرات محصولات پتروشیمی تبدیل میشود.
در نهایت، جمعآوری گازهای همراه نه تنها یک انتخاب، بلکه تنها راه فرار از بنبست انرژی و حرکت به سوی حکمرانی مدرن و کارآمد در قرن جدید است. خاموش شدن هر مشعل، گامی به سوی شفافیت در ترازنامه انرژی کشور و اثبات این موضوع است که دوران «ثروتسوزی» به پایان رسیده است.





